الشيخ المنتظري

453

درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )

سستى مردم كوفه و آرزوى حضرت على ( عليه السلام ) « يَا أَشْبَاهَ الرِّجَالِ وَلاَ رِجَالَ ! حُلُومُ اْلأَطْفَالِ ، وَعُقُولُ رَبَّاتِ الْحِجَالِ ! » ( اى شمايى كه شبيه مردان هستيد اما مرد نيستيد ! عقلهاى بچه گانه ، و زنهاى تازه عروس ! ) « حُلُوم » جمع « حلم » است ، « حِلم » هم به معناى حوصله و بردبارى است و هم به معناى عقل . حضرت مى خواهد بفرمايد : صبر و حوصله شما چون صبر و حوصله بچه هاست ، براى اين كه مآل انديشى نداريد ; يا اين كه عقل شما مثل عقل بچه هاست ، بچه هيچ وقت تدبّر و تعقّل و مآل انديشى ندارد ، عاقبت كار را حساب نمى كند ، او فقط زمان حال را حساب مىكند ، او به اين فكر نيست كه دشمنى كه امروز به شهرى حمله كرده فردا هم به شهر او حمله مىكند ، اموال او را هم غارت مىكند ، حيثيت اسلام و مسلمين در خطر است ، اين گونه افكار را بچه ها ندارند . « ربّات » جمع « ربّة » است ، يعنى صاحب . « حجال » جمع « حجلة » است . « ربّات الحجال » يعنى صاحبان حجله ها ، زنان تازه عروس . حضرت مى خواهد بفرمايد : عقل شما چون عقل تازه عروسهاست كه هنوز سرد و گرم دنيا را نچشيده اند ، او نمى تواند فكر اين را بكند كه اگر دشمن فردا شهر ما را گرفت چه مىشود ، و چه خطراتى و ضررهايى دارد . البتّه مى دانيد كه زنهاى آن روز در سن نه سالگى ده سالگى به حجله مى رفتند ، مثل امروز نبوده كه خيلى از دخترها به دانشگاه مى روند و پس از گرفتن ليسانس و مطالعات فراوان شوهر مى كنند . « لَوَدِدْتُ أَنِّى لَمْ أَرَكُمْ وَلَمْ أَعْرِفْكُمْ ! مَعْرِفَةٌ وَاللَّهِ جَرَّتْ نَدَماً ، وَاَعْقَبَتْ سَدَماً » ( به خدا قسم دوست داشتم شما را نمى ديدم و شما را نمى شناختم ! شناختى كه به خدا قسم پشيمانى و حزن و اندوه را به دنبال داشته است . ) « لَوَدِدْتُ » « لام » در اوّل فعل در حقيقت توطئه قسم است ، يك قسم در تقدير